چند وقت پیش سارا گلریز توی وبلاگش مصاحبه مانندی از من و مهسا را
توی وبلاگش کار کرد گفتم برای تنوعم شده قسمت هایی از اون را که
درباره ی استاد عزیزمون حاجی رحیمی بود اینجا بیارم:
قسمت اول:
و سلامی به طرفدارا و دوستای آقا، لازمه برای کسایی که خیلی مطلع
نباشن بگم که ما از طریق وبلاگ بچه های وفادار با تعدادی از بچه ها در
ارتباطیم و بیشترش هم پیام های خصوصی و یه مقدار کمی هم ایمیله
البته وبلاگ های بچه ها هم هست وبلاگ سوسن ، صلح و صفا و........
که خود شما مهسا خانوم هم در بچه های وفادار با ما همکاری میکنی
وبه اطلاعات دسترسی داری حالا اگه به وبلاگ شخصی خودت هم مثل
وبلاگ شخصی من خبری چیزی میرسه که اینام اضافه میشه
مهسا: خیلی خوب سوال اولم اینه که قصه از کجا شروع شد(خنده) یعنی
اگر بخوایم بدونیم ریشه ی قضیه کجاست شما چی میگید؟
زهرا: پنجاه درصد داستان همونیه که سارا توی یکی دو پست قبلیش
نوشته
یعنی ما با یک پدیده مواجهیم نمیخوام بگم شبیه این کاراکتر یعنی آقا
حاجی رحیمی امکان وقوع نداره معلما و دبیرایی هستن دلسوز،فداکار
باسواد و..... ولی انصافا کسایی که با استادبرخورد نزدیک داشتن میتونن
اینو شهادت بدن که نه! نمونه ی حتی نزدیک به ایشون اگر نایاب نباشه
فوق العاده کمیابه .گفتم این پنجاه درصد قضیه ، پنجاه درصد
دوم کجاست؟ شما دنبال این پنجاه درصد باید در نحوه ی مواجهه ی
دیگران با این پدیده بگردین یعنی الان به فرض من دبیر شیمی هستم
که یه کار روتین و معمولی انجام میدم و حتی هیچ مشکلی هم با درس و
کلاسداری و این حرفا ندارم و یکدفعه میبینم کلاس بغلی یک دبیر شیمی
دیگه رفته و تا وارد میشه بچه ها پا میشن و یک صداکف میزنن و همون
ابتدای کار ابراز محبت و دوستی میکنن بعد هم همه جا صحبت اون
دبیر میشه اصلا وقتی وارد مدرسه میشه همه ی نگاه ها به سمت اون
میره توی جشن ها بچه های سر صف اونو صدا میکنن به حرفش گوش
میکنن مشکلاتشون را با اون در میون میذارن و... خوب مواجهه ی من
با این پدیده چیه ؟
آیا تعریف و تمجید و حس احترام و تحسینه یا حسادت
و کار شکنی و تخریب و دنبال نقطه ضعف گشتن و یک حس دشمنی
خواسه یا ناخواستس ...
مهسا: این به شخصیت شمای نوعی بستگی داره درسته؟
زهرا: حتما همینطوره ولی قبول کنید که کنار اومدن با این قضیه کار
فوق العاده مشکلیه و به نظر من۹۰درصد آدم ها این جورجاها کم میارن
و شروع به واکنش منفی می کنند حالا بعضی ها که به نظر زرنگ ترند
سعی میکنند دشمنی خودشون را رنگ منطقی و موجه بزنند و اون رو
توجیه کنند که نمونه هاش توی همین قضیه دیده میشه مثلا...
مهسا: حالا به اونام میرسیم .
زهرا: باشه
مهسا: اما شما گفتین اگه دبیر شیمی باشین در صورتی در داستان
بهار دانش ما با این قضیه مواجه نبودیم بلکه معضل از طرف کادر اجراییه؟!
......................................................................................
پایان قسمت اول